آشفته بازار بین الملل منهای برجام | سایت خبری تحلیلی افق
کد خبر:254626
پ
پایگاه خبری و اطلاع رسانی افق

آشفته بازار بین الملل منهای برجام

توافق هسته ای تهران و قدرت های جهانی در میانه سال ۲۰۱۵ میلادی رخدادی بود که زمینه ساز نگاهی خوشبینانه تر به آینده تحولات بین الملل شد. خروج آمریکا از برجام اما بسیاری از محاسبات و معادلات جهانی را دگرگون ساخت.

 ثمربخشی مذاکرات پیچیده، طولانی و پرفراز و نشیب میان نمایندگان ایران و ۶ قدرت جهانی موجب شد تا سه سال پیش یکی از برجسته ترین توافقات بین المللی شکل گیرد.
به رغم اهمیت و الگووارگی برجام به عنوان موفق ترین تجربه دیپلماتیک معاصر و همچنین تضمین شورای امنیت و نظارت نظام مند آژانس بین المللی انرژی اتمی، اجرای توافق هسته ای دیری نپایید و «دونالد ترامپ» هجدهم اردیبهشت ماه رای به خروج آمریکا از برجام داد؛ رییس جمهوری که ظهور وی به عنوان رخدادی غیرمترقبه بسیاری از قواعد و روندهای جاری ایالات متحده و نظام بین الملل را دچار به هم ریختگی و سردرگمی ساخت.
تا پیش از روی کار آمدن ترامپ طیفی از کارشکنی ها به ویژه از سوی آمریکا سبب شد تا برجام آنچنان که انتظار می رفت انتظارات جمهوری اسلامی ایران را برآورده نسازد و بسیاری از شرکت های غربی به ویژه بنگاه های مالی با بیم و تردید به توسعه مناسبات با ایران بنگرند.
عملی شدن تهدیدات ترامپ و پیمان شکنی آشکار وی تیشه ای سنگین و تیز را بر یکی از ریشه و پایه های توافق هسته ای فرود آورد تا برجام برخلاف قبل با آینده ای مبهم مواجه گردد؛ همچنان که معاون سیاسی وزارت امور خارجه کشورمان در مصاحبه اخیر خود با شبکه «یورو نیوز» تصریح داشته اکنون برجام همچون بیماری بستری در آی.سی.یو است زیرا خروج آمریکا از توافق هسته ای تعادل آن را به هم زده و بقای آن مشروط به فداکاری دیگر اعضا به ویژه کشورهای اروپایی است.
دیگر اظهارنظر اخیر را در این خصوص، «علی اکبر صالحی» رییس سازمان انرژی اتمی در نشستی تخصصی در اسلو ارایه داده و اظهار داشته در صورتی که اتحادیه اروپا و دیگر کشورها به طور عملی به مقابله با سیاست های آمریکا علیه توافق هسته ای اقدام نکنند، برجام فروریخته و در نتیجه منطقه و جهان با آینده ای خوفناک روبرو خواهد شد.
چنین اظهارنظری دربردارنده چند بُعد از یک واقعیت آشکار است که نخستین آن به پیامد فروپاشی برجام برای حقوق بین الملل باز می گردد. طی سده های اخیر حقوق بین الملل یکی از معدود مستمسک های جهانی برای مهار زدن بر آنارشی ناشی از پراکندگی قدرت، چالش های امنیتی، تعارض منافع و ناهمسازی اهداف واحدهای بین المللی بوده است.
این ماهیت آنارشیک یا همان اقتدارگریزی و بی راس بودن نظام بین الملل در برهه هایی چون تشدید سیاست های یکجانبه گرایانه و زیاده خواهانه برخی قدرت های جهانی موجب جنگ و ناامنی شده و خساراتی کلان را به بار آورده است. در برابر هول و هراس از جنگ و ناامنی، بسیاری از نظریه پردازان و برخی رهبران جهانی حقوق بین الملل را به چشم چارچوبی از قواعد بازدارنده و راهگشا برای حل و فصل مسالمت آمیز تعارضات نگریسته و به نهادینه سازی آن برای تحقق صلح و ثبات امید بسته اند.
صدور فرمان خروج آمریکا از برجام به عنوان سندی با بار حقوقی، فراتر از یک دهان کجی به حقوق بین الملل و در حکم پتکی سنگین بر توافقات و اصول حقوقی و به معنای بی اعتباری آن است.
برجام همچنین تجربه ای بسیار موفق در زمینه گره گشایی دیپلماسی از اختلافات اساسی بین بازیگران بین المللی بود؛ گره هایی که در مقاطعی به جدال های پرهزینه سیاسی و اقتصادی و گاه درگیری های نظامی انجامیده و بازی دو سر باخت طرف های تعارض را رقم زده است.
رویکردهای آمریکا در شرایط کنونی الگوی رفتار تهاجمی و چانه زنی قلدرمآبانه را جایگزین دیپلماسی ساخته و در ظاهر یکی از سرسخت ترین دولت های متعارض با واشنگتن یعنی پیونگ یانگ را پای میز مذاکره نشانده است البته بی آنکه به این پرسش پاسخ گوید که مذاکره منهای اعتمادسازی به عنوان یکی از اصول دیپلماسی چه دستاورد عملی را به دنبال خواهد داشت.
گذشته از این مسائل، فروپاشی برجام با تشدید یکجانبه گرایی در جهان، پیگیری منافع ناهمگون و متعارض را به اولویت اساسی واحدهای بین المللی مبدل ساخته و در فضای بی اعتمادی و همکاری گریزی تنها به تشدید رقابت ها دامن خواهد زد.
به عنوان مثال برای کشورهای اروپایی این پرسش بسیار برجسته است که آمریکا به رغم مساعی متحدان اروپایی و نگرانی آن ها در مورد پیامدهای پایان برجام، در سایر پرونده های جهانی تا چه حد برای جایگاه و خواست آنان اعتبار قائل خواهد بود.
همچنین قدرت های شرقی با شتابی فزاینده و هراسان از عواقب قاعده گریزی آمریکا دست به توسعه توانایی و قدرت رقابت خود خواهند زد.
چنین فضایی تداعی گری مدلی است که سال ها پیش «مورتون کاپلان» نظریه پرداز نامدار و معاصر بین المللی آن را برای تشریح الگوهای بالقوه و بالفعل نظام بین الملل ترسیم کرد؛ «نظامی با قابلیت وتویی واحدها» که آنارشی در منتها درجه خود هر گونه روند همکاری جویانه ای را به بن بست نزدیک ساخته و اقدام متقابل و خودمحورانه قدرت های بزرگ را به ویژگی اساسی نظام بین الملل مبدل خواهد ساخت؛ فضایی که با شرایط پس از فروپاشی برجام می تواند مشابهت هایی فراوان یابد.

ایرنا

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

+ 50 = 53

کلید مقابل را فعال کنید