کد خبر:4555
پ

۱۱۸ سال پس از درگذشت «گي دو موپاسان» بنيانگذار داستان كوتاه مدرن

«هانري ‌رنه آلبرت گي‌ دو ‌موپاسان» ـ نويسنده‌ي سرشناس فرانسوي ـ ۱۱۸ سال پيش در ششم جولاي ۱۸۹۳ درگذشت. افق –  ايسنا، «گي ‌دو موپاسان» روز پنجم آگوست ۱۸۵۰ در فرانسه متولد شد. دوستي او با «گوستاو فلوبر»، ديگر نويسنده‌ي بنام فرانسوي موجب شد تا اين نويسنده، «موپاسان» را در بال و پر خود بگيرد […]

«هانري ‌رنه آلبرت گي‌ دو ‌موپاسان» ـ نويسنده‌ي سرشناس فرانسوي ـ ۱۱۸ سال پيش در ششم جولاي ۱۸۹۳ درگذشت.

افق –  ايسنا، «گي ‌دو موپاسان» روز پنجم آگوست ۱۸۵۰ در فرانسه متولد شد. دوستي او با «گوستاو فلوبر»، ديگر نويسنده‌ي بنام فرانسوي موجب شد تا اين نويسنده، «موپاسان» را در بال و پر خود بگيرد و به‌عنوان راهنماي ادبي، او را به‌سمت روزنامه‌نگاري و ادبيات ببرد. «موپاسان» در خانه‌ي‌ «فلوبر»، با نويسندگان مطرحي چون «اميل زولا» و «ايوان تورگنيف»، رمان‌نويس سرشناس روسيه، معاشرت داشت.

در سال ۱۸۸۰ اولين شاهكار خود را با نام «تپلي» منتشر كرد كه با موفقيت چشم‌گيري همراه بود. «فلوبر» اين كتاب را شاهكاري دانست كه ادامه خواهد يافت. اين اولين داستان كوتاه «موپاسان» در جريان جنگ فرانسه و روسيه بود، كه پس از آن، داستان‌هاي كوتاه ديگري از جمله «در آفتاب»، «مادر وحشي» و «مادمازل فيفي» از او منتشر شدند.

دهه‌ي ۱۸۸۰ تا ۱۸۹۱ پركارترين و پرثمرترين دوران حيات «موپاسان» بود. او كه به واسطه‌ي داستان كوتاه اولش شهرت يافته بود، در سال دو يا حتا چهار اثر از خود به‌جاي مي‌گذاشت. استعداد در نويسندگي به‌همراه هوش اقتصادي‌، از او مردي ثروتمند ساخته بود.

در سال ۱۸۸۱ «موپاسان» اولين مجموعه‌ي داستان كوتاهش را با نام «خانه‌ي تليه» منتشر كرد، كه تنها در دو سال ۱۲بار تجديد چاپ شد. در سال ۱۸۸۳ اولين رمانش را به نام «زندگي يك زن» به پايان رساند، كه ۲۵ هزار نسخه از آن در طول يك سال به فروش رفت.

دومين رمان اين نويسنده در سال ۱۸۸۵ با نام «دوست خوب» منتشر شد، كه ركورد ۳۷ بار تجديد چاپ را در مدت تنها چهار ماه به‌دست آورد.

«موپاسان» در رمان‌هايش تمام مشاهدات پراكنده‌اش را در داستان‌هاي كوتاه به‌كار مي‌گرفت. ويراستار آثار «موپاسان» از او خواست تا شاهكارهاي جديدتري بنويسد. او نيز بدون هيچ‌گونه تلاش ظاهري، به نوشتن آثارش ادامه داد و «پير و جين» را نوشت، كه به عقيده‌ي بسياري، بزرگ‌ترين رمان اوست.

«موپاسان» به تنهايي و تفكر علاقه‌ي فراواني داشت. همچنين مسافرت‌هاي او از الجزاير، ايتاليا و انگلستان، تا سيسيل ادامه داشت.

در سال‌هاي پاياني عمر، علاقه‌ي فراواني به گوشه‌گيري پيدا كرد؛ نوعي تمايل به مراقبت از خود و ترس مداوم از مرگ.

«موپاسان» كه به بيماري سفيليس دچار شده بود، در سال ۱۸۹۱ ديوانه شد و دو سال بعد در ششم جولاي ۱۸۹۳ و يك ماه مانده به چهل‌وسومين سال تولدش درگذشت و در قبرستاني در پاريس به خاك سپرده شد.

«موپاسان» را يكي از پدران داستان كوتاه مدرن مي‌نامند. او در طراحي هوشمندانه‌ي موضوع داستان تبحر داشت و مدلي براي «او هنري» و «سامرست موآم» بود. وي كه از «بالزاك» الگو گرفته بود، هم در سبك رئاليسم و هم با دستمايه‌هاي تخيلي، داستان مي‌نوشت.

 

رمان‌هاي او عبارتند از «يك زندگي» (۱۸۸۳)، «دوست خوب» (۱۸۸۵)، «پير و جين» (۱۸۸۸)، «محكم مثل مرگ» (۱۸۸۹) و «قلب ما» (۱۸۹۰).

از ميان مجموعه‌هاي داستان كوتاه‌هاي «موپاسان» مي‌توان به «خانه‌ي تليه» (۱۸۸۱)، «مادمازل فيفي» (۱۸۸۲)، «دوشيزه هريت» (۱۸۸۴)، «خواهران روندولي» (۱۸۸۴)، «روشنايي ماه» (۱۸۸۴)، «ايوت» (۱۸۸۴)، «توآين» (۱۸۸۵)، «داستان‌هاي شب و روز» (۱۸۸۵)، «آقاي پران» (۱۸۸۶)، «هورلا» (۱۸۸۷)، «بوته‌ي‌ گل سرخ خانم هوسون» (۱۸۸۸)، «چپ‌دست» (۱۸۸۹) و «زيبايي بيهوده» (۱۸۹۰) اشاره كرد.

سفرنامه‌هاي او شامل سه كتاب «در آفتاب» (۱۸۸۴)، «بر آب» (۱۸۸۸) و «زندگي سرگردان» (۱۸۹۰) مي‌شود.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


سه + 1 =

کلید مقابل را فعال کنید