ازدیدگاه استادعلی اکبر دهخدا،صنایع دستی عبارتند ازآنچه با دست ساخته می شود،ازپارچه وقالی،ساخته های فلزی وغیره در مقابل صنایع ماشینی؛ به موجب تعریف دیگری صنایع دستی به آن گروه از صنایع اطلاق می شود که تمام یا قسمت اعظم مراحل ساخت فراوردهای آن با دست انجام گرفته ودرچارچوب فرهنگ وبینش فلسفی وذوق وهنر انسانهای هر منطقه، با توجه به دیدگاههای قومی آنها ساخته وپرداخته می شود۰صنایع دستی جلوه گاه آفرینش وخلاقیت هنری هر ناحیه به شمار می رود وروحیات، سلیقه وآثار هنری مردم آن ناحیه در صنایع دستی آن تجلی می یابد۰از دوران باستانی تا عصر اکتشافات جغرافیایی و از آن پس تا انقلاب صنعتی وبعد ازآن تا امروز،گردشگری بزرگترین تحول اجتماعی است که جوامع انسانی درطول حیات خود تجربه کرده است. در مقیاس ملی وناحیه ای صنایع دستی به عنوان یکی از قابلیت های فرهنگی،اجتماعی و اقتصادی در جوامع روستایی وشهری از اهمیت ویژه ای برخوردار است ودر مکانهای مختلف توریستی دنیا تلاش می شود تا صنایع دستی در بهترین و مناسبترین اشکال به جهانگردان عرضه گردد۰در نیم قرن گذشته صنایع دستی به عنوان یکی از زمینه های فعالیت فرهنگی،اقتصادی درجوامع مختلف،عامل بسیار موثری در توسعه همه جانبه کشورهای در حال توسعه بوده است. در این مدت علاوه بر کوششهایی که در سطح ملی برای احیای صنایع دستی صورت گرفته،توجه سازمانهای بین المللی مختلفی از جمله یونسکو،برنامه توسعه ملل متحد،سازمان بین المللی کار با انجام تحقیقات،برگزاری کنفرانس ها وغیره گویای اهمیت این موضوع است ودهم ژوئن (۲۰خرداد) را روز جهانی صنایع دستی اعلام نموده اند.توجه به صنایع دستی در کشورهای مشرق زمین نخست تحت تاثیر عوامل اجتماعی وبا هدف بالا بردن سطح اشتغال در جامعه وایجاد درآمد برای گروهایی از مردم بود،اما به سرعت آثارمستقیم آن در جهت احیای سنتها،فرهنگ های بومی وکمک به شکل گرفتن هویت ملی مطرح شد. حرکت بنیادین مهاتما گاندی در احیای نساجی سنتی هند موجب شد که امروزه رشته های گوناگون پارچه بافی دستی در این کشور ضمن نگاهداشت ارزش ها و سنت های گذشته ، به عنوان دومین منبع درآمد جمعیت بزرگ روستایی هند پس از کشاورزی به حساب آید. بعلاوه کشورهایی چون چین و پاکستان با تقویت صنعتگران، بازار فروش،تبلیغات وتامین مواد اولیه سعی در تولید و صادرات بیشتر این محصولات و حصر بازارهای جهانی دارند. محصولات دستی این کشورها ارزانتر از تولیدات داخلی کشورها از جمله ایران است ومشتریهای خودرا در دنیا به دست آورده وسبب تعطیلی کارگاه های صنایع دستی ویا افت کیفیت در کالاهای کشورها شده است با توجه به اهمیت اقتصادی وهنری صنایع دستی شایسته است تصمیم گیران و مدیران بر اساس تحقیقات و پژوهشهای انجام گرفته در ایران و کشورهای مختلف برنامه ریزی نمایندوبه آن عمل کنند.چون توسعه این صنعت می تواند در رفع با بیکاری بخصوص بیکاری فصلی و همچنین در تثبیت مردم در روستاها،شهرها و عشایر نقش مهمی داشته باشد.
صنایع دستی شهری :
اگر چه صنایع دستی شهری امروزه رونق گذشته را ندارند معهذا هنوز صنعتگرانی هستند که به امر تولید ابزار و لوازم دست ساز اشتغال دارند. اموری همچون : بافت انواع پارچه، گلیم، قالی، تهیه گیوه، خراطی، میناکاری و ساخت وسایل فلزی و قلمزنی از جمله این صنایع است .
مجموعه صنایع دستی عشایری ، روستایی و شهری استان خوزستان بر حسب نوع مواد اولیه که در تولید به کار می رود به چند گروه تقسیم می شود:
– بافته هایی که برای تولید آنها از دار استفاده می شود، شامل قالی و گلیم. این بافته ها که به بافته های داری موسوم هستند در شهر های مسجد سلیمان، هفتگل، دزفول و مناطق روستایی وعشایری تولید می شوند.
– بافندگی شامل: احرامی، عبا، سیاه چادر، چوقا، پشتی، خورجین ( هورژین ) که در مناطق عشایری، روستایی و شهری مانند: شوشتر ، دزفول ، بهبهان ، سوسنگرد ، ۰و … انجام می گیرد.
محصولات پوستی که عشایر و روستائیان مناطق مختلف استان خوزستان تولید کننده آن هستند:
– نمد مالی که در میان روستائیان و به مقداری اندک در میان عشایر تولید می شود. در شهرهای بهبهان و دزفول نیز تولید می شود.
– صنایع دستی حصیری و چوبی شامل: حصیر بافی، سبد بافی و همچنین خراطی در دزفول، آبادان و …
– فلزکاری و میناسازی شامل: قلمزنی فلزات، قفل سازی و زیور آلات در شهر های اهواز، سوسنگرد و هویزه .
بافته های داری:
همانطور که گفته شد بافته هایی است که از دار برای تولید آنها استفاده می شود که دارها یا عمودی و یا افقی است. بعضی از این بافته ها گره دار هستند مانند قالی و گبه و برخی مانند گلیم و زیلو پود باف بوده و بعضی مانند ورنی و شیرکی پیچ پودپیچ هستند.
در استان خوزستان بافته های داری به شیوه گره زنی یا پود گذاری بافته می شود و شامل قالی، قالیچه و گلیم است و بافندگان اصلی آنها زنان ایلی و روستایی هستند که بر روی دار افقی که بر روی زمین قرار می گیرد کار بافتن را انجام می دهند. نقشه ها اکثراً ذهنی و طرح ها هندسی است و رنگهای قرمز، مشکی، سبز، نارنجی، سفید، سرمه ای در بیشتر بافته ها کاربرد دارد.
زنان و دختران عشایر عرب نیز به صورت محدود به کار بافت قالی اشتغال دارند و قالی هایی با نقش هندسی و با استفاده از رنگهای قرمز، نارنجی، صورتی، مشکی، زرد کدر، سرمه ای و سفید می بافند.
گلیم :
در استان خوزستان بافته دیگری که بیشتر به صورت دارهای افقی و بعضاً به صورت عمودی بافته می شود گلیم است. که بافندگان آن عشایر بختیاری (که در مبحث استان چهار محال و بختیاری توضیح داده شد.) و عشایر عرب هستند، گلیم هایی نیز در هفتگل بافته می شودکه نقوش آنها شباهت به بافته های عشایر قشقایی فارس دارد.از مناطق اصلی گلیم بافی در خوزستان روستای عرب نشین غزی است که گلیم های آن غالباً دارای تار پنبه ای و پود پشمی است و به رنگهای قرمز، صورتی، سبز، نارنجی، آبی، سرمه ای و سفید است . نقوش گلیم های غزی هندسی و ذهنی است و بافتی ساده دارد.
گلیم پارچه ای :
زنان عشایر بختیاری و روستائیان مناطق بختیاری نشین خوزستان در نواحی هفتگل و مسجد سلیمان با استفاده از لباسهای مندرس خود گلیم های را ه راه و محکمی می بافند که برای فرش کردن کف اتاق یا سیاه چادر از آنها استفاده می کنند : ابتدا پیراهن و دامن های پرچین از کار افتاده را بصورت نوارهای رشته رشته و باریک به پهنای یک انگشت پاره می کنند و این رشته ها را بوسیله پره می تابانند. سپس ریسمانهای بوجود آمده را بصورت گلیم می بافند.محصول بدست آمده در صورت انتخاب رنگهای مناسب در کنا ر یکدیگر زیبا، محکم و مقرون به صرفه است .
پشتی:
از دیگر صنایع دستی استان خوزستان می توان از پشتی هایی نام برد که در بهبهان تولید می شوند و معمولا دارای تار پنبه ای و پود پشمی رنگین و به ابعاد ۷۰ × ۱۱۰ سانتی متر است.
نقش این پشتی ها مرکب از راه های پهن و باریک افقی به رنگهای : سبز، زرد، قرمز، قهوه ای، سرمه ای، سفید، نارنجی و آبی نفتی است. قسمت ابتدا و انتهای هر پشتی معمولا سرمه ای رنگ است.
موج:
بافت موج در استان خوزستان و خصوصاً در شهر بهبهان رایج است و برای بافت آن از دستگاه های نساجی سنتی استفاده می کنند. نوعی پارچه دستباف است که اندازه های متفاوت دارد. در واقع موج همان دستبافی است که در سایر نقاط ایران به رختخواب پیچ یا چادر شب نیز معروف است. کردها نیز به آن موج می گویند و لرها آن را ماشته می نامند.
مقنعه :
پارچه ای است ساده بافت و بدون نقش و یک رنگ که مردان بعضی مناطق برای عمامه و شال کمر از آن استفاده می کنند . زنان دو یا سه قطعه آن را بهم دوخته و پارچه عریضی بدست می آورند که برای روسری و مقنعه مورد استفاده قرار می گیرد.
احرامی:
از محصولاتی است که در شوشتر بافته می شود. احرامی پارچه ای است با تار پنبه ای و پود پشمی به رنگهای سرمه ای، زرد، سبز، سفید، نارنجی، قرمز و …
ابریشم بافی:
بافت این نوع پارچه در دزفول رایج است . در تهیه این محصول از نخ ابریشم مصنوعی (ویسکوز) استفاده می شود. به دلیل ظرافت خاصی که دارد به مصرف شله ( روسری عربی ) می رسد، طول این پارچه ۲۰ متر و عرض آنها ۴۰ سانتیمتر است . پس از بافت آن را به قطعات ۴ متری در آورده وبرای روسری مورد استفاده قرارداده عده ای نیز قطعه ۴ متری را به دو قسمت تقسیم کرده و از وسط آنها را کنار یکدیگر قرار داده و به صورت تور دوزی بهم می دوزند. شله ای که از این طریق به دست می آید ۲ متر درازا و ۸۰ سانتی متر پهنا دارد.
عبا بافی:
بافت عبا در خوزستان سابقه ای دیرینه دارد به طوریکه می گویند پیشینه اش به بیش از پانصد سال می رسد. در گذشته عبابافی در این استان در شهرهای دزفول، شوش، و سوسنگرد و بهبهان رواج داشته است . هم اکنون تولید آن بیشتر در شهرهای سوسنگرد و بهبهان انجام می شود.
این عباها معمولا به رنگهای خرمایی، مشکی، خاکستری و شیری است که توسط بافندگان رنگرزی می شود. دو نوع پارچه عبایی در خوزستان بافته می شود:
۱- نوعی که برای بافتن آن از نخ های نازک استفاده می شود که به :” هله ” شهرت دارد و مناسب هوای گرم تابستان است.
۲- نوعی که تراکم تار و پودش بیشتر است و ” چانچه ” نامیده می شود و زمستان از آن استفاده می شود.
نمد مالی:
نمد مالی از جمله صنایعی است که در استان خوزستان به دلیل حضور عشایر که مصرف کنندگان اصلی تولیدات نمدی هستند رواج دارد. دو شهر دزفول و بهبهان از مراکز مهم تولید نمد در این منطقه محسوب می شوند. تولیدات نمدی این شهر : زیر انداز، کپنک، و کلاه نمدی است.
کلاه نمدی :
برای تهیه کلاه نمدی به جای پشم از کرک به عنوان ماده اولیه استفاده می شود.
گیوه بافی و گیوه دوزی :
از جمله صنایعی که در استان خوزستان قدمت دیرینه دارد گیوه بافی و گیوه دوزی است که حدود ۲۰۰ سال در این منطقه رواج دارد. از مراکز اصلی این صنعت در خوزستان دو شهر دزفول و بهبهان را می توان نام برد.
گیوه انواع مختلف دارد:
۱- گیوه های تخت چرمی که به چتری معروف هستند.
۲- گیوه تخت لته ای که از پارچه های فرسوده و روده گوسفند تهیه می شود.
۳- گیوه تخت لاستیکی
صنایع دستی چوبی:
در خوزستان از چوب و سایر فرآورده های گیاهی برای تولید انواعی از صنایع دستی استفاده می شود که مهمترین آنها به این شرح است .
خراطی :
خراطی چوب از هنرها و صنایعی است که بیشتر در دو شهر دزفول و بهبهان رواج دارد.
ابزار کارخراطان بسیار ساده است، شامل اره، انواع مته، شفره، دستگاه یا چرخ خراطی و … برای تهیه چوب نیز از درختهای توسکا و سپیدار استفاده می شود. در دزفول محصولاتی مانند پایه میز و صندلی و مبل، چوب لباسی، بدنه قلیان، زیر قلیان، میل زورخانه، پایه آباژر، گلدان، نمکدان و… ساخته می شود. در بهبهان نیز کارگاههای خراطی وجود دارد که محصولات آنها گهواره پایه مبل است که از چوب سپیدار تراشیده می شود.
حصیر بافی:
در استان خوزستان در بیشتر مناطق روستایی و عشایری به واسطه وجود درختان خرما حصیربافی وجود دارد. از نی های باتلاقی نیز برای بافتن حصیر استفاده می کنند.
این نوع حصیر در شهر ها برای آویختن در جلوی پنجره مورد استفاده قرار می گیرد. عشایر نیز برای حصار پشت چادرهایشان و همچنین ساختن لانه مرغ و خروس، بره، بزغاله و … از آن استفاده می کنند.
بوریا (حصیر زیر انداز)
بوریا یا حصیر زیر انداز از محصولات استان خوزستان با الیاف برگ درختان خرما بافته می شوداین حصیر از نی مردابی که در این منطقه به وفور یافت می شود نیز تولید می گردد. این نوع حصیر برای زیر انداز و همچنین پوشش سقف منازل کاربرد دارد. آن را روی تیرهای سقف ساختمان قرار داده و رویش را با مصالح ساختمانی می پوشانند. بوریابافی کاری است که فقط توسط مردان انجام می شود.
کپوبافی:
کپوبافی که در سالهای اخیر در استان خوزستان رونق فراوان یافته بیشتر در دهستان شهیون دزفول و روستاهای اطراف آن انجام می شود . مواد اولیه مصرفی در بافت کپو برگهای خشک نخل که در اصطلاح محلی ” کرتک ” نام دارد و ساقه های نازک گندم که ” هلفه ” گفته می شود تشکیل می دهد.
سبد بافی:
استان خوزستان که از مراکز مهم پرورش نخل در ایران است صنعتگران از برگ درختان خرما سبدهایی درست می کنند که مصارف مختلف دارد و به آن زنبیل می گویند همچنین عشایر بختیاری خوزستان و عده ای از روستاییان اطراف دزفول از شاخه های نازک و ترکه های درختان مختلف سبدهایی می بافند که معروفترین آنها سبدی است که “سله ” نامیده می شود و برای آبکش کردن برنج از آن استفاده می شود.
در اندیمشک نیز عده ای از هموطنان ترک نژاد با استفاده از ترکه های درخت بید سبدهایی با اندازه و شکل های متفاوت تولید می کنندکه مصارف گوناگون دارد. عشایر و روستاییان استان خوزستان نوعی سبد که ” کوروک ” نامیده می شود برای جابجایی ماکیان تولید می کنند.
فلزکاری:
در استان خوزستان ساخت وسایل فلزی در شهرهای دزفول، اهواز، مسجد سلیمان، بهبهان، رواج دارد که تولیدات مختلفی از قبیل داس، تیشه، قیچی، قند شکن و … از محصولات آنان است.
آهنگران خوزستان ابتدا فلز را به اندازه و شکل دلخواه بریده و در کوره قرار می دهند پس از گداخته شدن و انعطاف پذیری با چکش زدن به شکل مورد نظر در می آورند. در آخر با استفاده از سوهان آن را صیقل می دهند.
ورشوسازی:
در خوزستان این صنعت درزمانی نه چندان دور فعالیت چشمگیری داشت.عمده فعالیت های مربوط به ورشوکاری توسط مردان و درشهر دزفول انجام می گرفت . هم اکنون نیز در شهر دزفول تعداد ی صنعتگر به این حرفه مشغول هستند که کار عمده آنها تولید قلیان است . قلیان های ورشوی کار دزفول بسیار زیبا و نفیس است.
میناکاری و قلمزنی :
از جمله فعالیت هایی که از گذشته های دور در خوزستان رواج داشته مینا کاری بر روی طلا و نقره و قلمز نی بر روی مس و برنج است که در شهرهای آبادان، خرمشهر و اهواز انجام می شود که در سالهای اخیر بیشتر فعالین این حرفه در اهواز به کار خود ادامه می دهند.
تولیدات مینایی توسط ” صبی ها” -که پیروان حضرت یحیی می باشند- برروی طلا و نقره و دیگر فلزات و بیشتر بصورت زینتی و زنانه عرضه می شود. این تولیدات که نقوش معمول و متداول آنها عبارت از : شتر و ساربان، نخل، پل معلق ( پل رودخانه کارون ) و گنبد وقایق، برروی گردن بند، دستبند، گوشواره، انگشتر، النگو، و همچنین قندان، سینی، گیره استکان و … کاربرد دارند.
قلمزنی :
قلمزنی بر روی فلزات نیز توسط صبی ها انجام می شود. روش قلمزنی بر فلزات به این صورت است که ابتدا نقش مورد نظر را بر روی ظرف طراحی نموده و سپس درون ظرف را از محلول قیر مذاب آمیخته با خاکستر یا خاک اره پر کرده و بعد با استفاده از قلم و چکش به نقوش حالتی فرورفته می دهند . سپس قسمت های فرو رفته را با خمیر مینا که از اکسید فلزات مختلف تهیه می شود آرایش داده و ظرف مورد نظر را در کوره گذاشته و ۳۵۰ درجه سانتیگراد حرارت می دهند. به این ترتیب لایه لعابی رنگین و شفافی برروی قسمتهایی از ظرف فلزی قلمزنی شده به وجود می آید.
تولید محصولات پوستی :
استان خوزستان به علت وجود عشایر بختیاری که بخش هایی از این منطقه را قشلاق خود قرار داده اند. و همچنین اسکان بسیاری از آنان در این خطه، از نظر تولید پوست موقعیت خاصی را دارا می باشد. در این استان بدلیل وجود عشایر بختیاری که کار اصلی شان دامداری است، پوست به وفور یافت می شود. با این حال صنایع چرم و پوست چندان رواج نداشته و فقط عده کمی از عشایر آنهم برای رفع نیاز خودشان و برای ساختن لوازم مورد استفاده زندگی مانند مشک و همیان از آن استفاده می کنند. گاهی نیز از پوست برای دهل که از سازهای محلی است استفاده می کنند.
ویژگیهای صنایع دستی
مهمترین ویژگیهای عبارتنداز:
۱- برخورداری از بار فرهنگی؛ یعنی استفاده از طرحهای اصیل وبومی،رنگ های مناسب و طبیعی و شیوه های رنگ آمیزی سنتی.
۲- تأمین قریب ۹۰درصد مواد اولیه از منابع داخلی؛ این امر از وابستگی به خارج از کشور؛ ما را بی نیاز نموده واز آسیب های احتمالی و فشارهای خارجی برحذر می نماید.
۳- نقش دست انسان درتولیدآن،دراین خصوص چون نقش اساسی درتولید را انسان بازی می کند وبیش از ۹۰ درصد فرایند کار با دست صورت می گیرد محصولات تولیدی خلاقانه است
۴- مکمل اقتصاد کشاورزی بودن صنایع دستی در مناطق روستایی
۵- عدم همانندی وتشابهات فرآورده های تولیدی با یکدیگر
۶- برخورداری از ارزش افزوده بالا وعدم نیازبه سرمایه گذاری باسرانه زیاد، همراه باتنوع وانعطا ف پذیری فوق العاده تولیدات وتعدد رشته های صنایع دستی
۷- عدم نیاز به سرمایه گذاری زیاد در مقایسه با سایر صنایع
۸- عدم نیاز به کارشناسان و متخصصان خارجی با توجه به در اختیار بودن تمام مراحل در داخل کشور
۹- امکان پذیربودن ایجاد وتوسعه صنایع دستی در مناطق مختلف کشور اعم از شهری، روستایی و عشایری
۱۰- امکان انتقال تجربه،رموزوفنون تولیدی در صنایع دستی
۱۱- خودمصرفی بودن بخش عمده تولید و برآورده ساختن نیازهای داخلی
اهمیت صنایع دستی
مهمترین نقش واهمیت صنایع دستی عبارتنداز:
۱- سهم صنایع دستی در تولیدات ملی:بیش از ۹۰ درصد ارزش داده دراین رشته(نیروی کار،مواد اولیه ، وسایل وابزار کار)درداخل کشور قابل فراهم است.قطعا هرگونه افزایش درمیزان تولیدات و فروش فرآورده های دستی،اثرات مستقیمی در ازیاد تولید نا خالص ملی خواهد داشت۰
۲- نقش صنایع دستی در تامین تعادل اجتماعی: توسعه اقتصادی در بیشترموارد،موجب بروز نابرابریهای اجتماعی بین مناطق مختلف کشور می شود که این امر باعث مهاجرت روستائیان به شهرها گشته که با توسعه وتقویت صنایع دستی در روستا ها علاوه بر ایجاد شغل از پدیده مهاجرت آنها جلوگیری می گردد۰
۳- نقش صنایع دستی در توسعه توریسم و مبادلات فرهنگی : تولیدات دستی اغلب بازگو کننده خصوصیات تاریخی، اجتماعی وفرهنگی هرکشوربوده وعامل مهمی در شناساندن فرهنگ و تمدن ملل مختلف محسوب می شودوبه عنوان یکی از جاذبه های جهانگردی به حساب می آیدبه عبارتی صنایع دستی تاثیرگذاری موثرومستقیمی درصنعت گردشگری هم بعنوان قابلیت گردشگری وهم به عنوان جاذبه گردشگری دارد۰
۴- نقش صنایع دستی در اشتغال: ایجاد وکسب درآمد ازویژگی های اساسی صنایع دستی است. به گفته کارشناسان از دیر باز تاکنون صنایع دستی عامل ایجاد اشتغال جنبی ودرآمد مکمل در مناطق روستایی و عشایری ونیز عامل ایجاد و اشتغال اصلی برای گروههایی از شهر نشینان بوده است.
۵- نقش صنایع دستی در توسعه صادرات : امروزه کشورها به این نتیجه رسیده اند که صادرات مواد خام چون با نوسانات قیمت روبرو است لذا سعی می کننداز مواد اولیه موجود مصنوعات جدید تولید وآنرا صادر نمایند.
۶- فقدان عوارض وپیامد های زیست محیطی به جهت سادگی تولیدات صنایع دستی
شوشتر
شوشتَر از شهرهای استان خوزستان در جنوب غربی ایران است. این شهر در دامنه کوههای زاگرس قرار دارد. لقب این شهر از قدیم دارالمؤمنین (شهر مؤمنان) بوده است.
طبیعت و جغرافیا
شوشتر با مساحت ۲۴۳۶ کیلومتر مربع در شمال استان خوزستان کشور ایران، بین ۴۸ درجه و ۳۵ دقیقه تا ۴۹ درجه و ۱۲ دقیقه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ و ۳۱ درجه و ۳۶ دقیقه تا ۳۲ درجه و ۲۶ دقیقه فرض شمالی از خط استوا قرار گرفتهاست. جمعیت آن ۱۹۱ هزار نفر است(سرشماری سال ۱۳۹۰) و پنجاه و هفتمین شهر از نظر جمعیت در ایران است و در استان خوزستان پس از کلانشهر اهواز و شهرهای دزفول و آبادان چهارمین شهر بزرگ استان از لحاظ جمعیت محسوب میشود. موقعیت شوشتر در استان خوزستان مرکز و متمایل به شمال است. از لحاظ طبیعی دامنههای پایانی کوههای زاگرس، مرز شرقی این شهرستان و رود دز مرز غربی این شهرستان را تشکیل میدهد. میانگین ارتفاع شهرستان شوشتر از سطح دریا ۱۵۰ متر و ارتفاع نقطه مرکزی شهر شوشتر از سطح دریا ۶۵ متر است. کوههای مشرف به شوشتر فدلک نام دارند که پایان چین خوردگیهای زاگرس در جلگه خوزستان هستند. فاصله شوشتر تا اهواز ۸۵ کیلومتر و تا تهران ۸۳۱ کیلومتر و تا خلیج فارس ۲۲۲ کیلومتر است.
تقسیمات کشوری
شوشتر تا سال ۸۳ دارای بخشهای مرکزی و گتوند بود. با تبدیل بخش گتوند به شهرستان گتوند، هم اکنون شهرستان شوشتر دارای بخشهای مرکزی به مرکزیت شوشتر و شعیبیه، به مرکزیت گوریهاست. شوشتر از اطراف با شهرستانهای اهواز، دزفول، گتوند، هفتکل، مسجد سلیمان و شوش هممرز میباشد.
محلهها
شهر شوشتر توسط شاخههای مختلف رودخانه کارون به سه منطقه بافت قدیم، بُلِیتی، و مناطق جدید شمال غربی شهر تقسیم شدهاست. منطقه بُلِیتی در شرق شاخه گرگر واقع شدهاست. مناطق جدید شمال غربی شهر در شمال شاخه شطیط واقع شده و شامل مناطقی چون شوشترنو، فرهنگ شهر، مهرشهر و کوی نیرو میباشند. بافت قدیم که همچون جزیرهای در میان شاخههای گرگر، شطیط، داریون و رَقَت قرار دارد، در دوران گذشته به چهارده محله تقسیم میشده که محلههای شرقی به نام نعمت خانه یا کهواز و محلههای غربی به نام حیدر خانه یا موگِهی نامیده میشدهاند.
رودخانهها
شوشتر موقعیت ویژهای در جلگه خوزستان دارد و رودخانههای بزرگ کارون و دز از این شهرستان عبور می کنند. رودخانه دز از غرب شوشتر عبور میکند و مرز شوشتر را با شوش میسازد. اما رودخانه کارون پس از عبور از کوههای زاگرس، پس از سد گتوند وارد دشت عقیلی شده و از تنگهای بین کوههای فدلک و کوشکک می گذرد و به طور کامل در جلگه خوزستان جاری میشود. این رودخانه پس از عبور از این تنگه با تخته سنگ بزرگی که شوشتر بر آن بنا شده برخورد میکند و توسط بند میزان به دوشاخه گرگر و شطیط تقسیم میشود. شاخه گرگر- یا دودانگه یا مسرقان- کانالی است که دست کند انسان است و تاریخ کندن آن مشخص نیست اما متون تاریخی نشان میدهد که این رودخانه ابتدا به رود دیگری در رامهرمز ملحق میشده و به خلیج فارس میریخته و در دوران کوروش هخامنشی آن را در منطقه بندقیر توسط سدی به رودخانه کارون باز میگردانند. شاخه شطیط یا چهاردانگه نیز که از سد معروف شادروان شاپوری عبور میکند در بالادست سد شادروان شاخهای از آن جدا میشود که داریون -داریوش یا دارا- نام دارد. این سه شاخه رودخانه کارون شوشتر را همچون جزیرهای محصور نموده و در طول تاریخ دشتی وسیع به نام میاناب را آبیاری کردهاند. در نهایت هرسه شاخه -شطیط، گرگر و داریون- در منطقه بندقیر جنوب شهرستان شوشتر به یکدیگر ملحق میشوند و در همانجا رود دز نیز به کارون ملحق شده و کارون بزرگ را میسازند و بهطرف اهواز حرکت میکند.
آب رودخانه پیش از ورود به شهر به دو شاخه تقسیم میشود: شاخه «گرگر» کارون که از داخل شهر عبور میکند، آبشارهای زیبایی را تشکیل میدهد و و شاخه دیگر «چهاردانگه» است که از غرب به سوی جنوب شوشتر جریان داشته و در محلی به نام «بند قیر» در جنوب شوشتر مجدداً به هم پیوند میخورد. بسیاری از تأسیسات آبی باستانی همچون: آسیابها، کانالها، پل بندها، و آبشارها در مسیر شاخه های گرگر و شطیط ساخته شده اند. این آثار در سال ۲۰۰۹ به صورت یکجا با عنوان سازه های آبی شوشتر به عنوان دهمین اثر ایران به ثبت میراث جهانی یونسکو رسیدهاند.
منابع و معادن
شوشتر علاوه بر خاک آبرفتی دامنه زاگرس که بسیار حاصلخیز است دارای معادن گچ، آهک، سنگ ساختمانی، شن و ماسه است. جنگلهای بزرگی بصورت بیشه نیز در میان شاخههای مختلف رودخانه کارون وجود دارند. بر اساس آمار در سال ۷۴ جنگلها و مراتع شوشتر ۱۷۵هزار هکتار بودهاست.
جاذبههای گردشگری
شوشتر از در دوران پیش از اسلام تا کنون رونق فراوانی داشته و از دوران ساسانی تا ابتدای پهلوی در اغلب زمانها مرکز ایالت خوزستان بوده است. از مهمترین دیدنیهای این شهر ۱۴ سازه آبی تاریخی میباشند که در سازمان جهانی یونسکو ثبت شدهاند. به علاوه در این شهر تعداد زیادی آرامگاه متبرکه و چند امامزاده وجود دارد، به همین دلیل شوشتر با نام «شهرِ چهل پیر» نیز شناخته میشود. طبیعت شوشتر بخصوص در اسفندماه و فصل بهار مورد توجه گردشگران است. بیش از نیمی از آثار ملی ثبت شده در استان خوزستان در شوشتر قرار دارد و طبق اعلام سازمان میراث فرهنگی و گردشگری خوزستان، در چند سال اخیر شوشتر بیشترین جلب گردشگر را نسبت به سایر شهرهای این استان دارا بودهاست..
معماری
شوشتر معماری و بافت شهری سنتی خاصی دارد. بافت سنتی معماری این شهر متراکم و فشردهاست. کوچههای باریک و دیوارهای بلند و گذرگاههای تنگ همگی با گذر از «ساباط»ها یا سایه بانها به میدانچههای اصلی شهر ختم میشوند. ساباطها علاوه بر ایجاد فضاهای خنک در معابر، ارتباط دو منزل را در فواصل مختلف ایجاد کرده و علاوه بر پیوند معماری، زمینهای را برای ارتباط و ساخت طبقات بیشتر فراهم میآوردهاست. گذرگاههای باریک با پیچ و شکستگیهای مختلف علاوه بر آنکه راهحلی برای گریز از گرما و هدایت جریان باد به کوچه پس کوچهها و دهلیز و خانهها بودهاند، محلات مختلف شهر را به دروازهها و مدخلهای ورودی شهر مرتبط میساختهاند. بافت معماری یکدست و همگون با بهره گیری از مصالح بومی یعنی آجر و خلق نقشهای زیبا و ابتکاری تحت عنوان «خوون چینی» بر سر در بناها، جلوههای خوشایندی را در معماری این منطقه ایجاد کردهاست. به طور کلی، شکل و ترکیب شوشتر تابع تناسب زمین، موقعیت صخرهها و پستی و بلندیهای خاک و جریان رودخانه هاست. به این ترتیب ارتباطی هنرمندانه با عناصر طبیعی را در جهت خلق فضاهای معماری که در شهرهای دیگر استان یافت نمیشود ایجاد کردهاست. در شوشتر از لحاظ به کارگیری معماری آجر و آسیابهای آبی ابداعات ویژهای دیده می شود.
مکانهای مذهبی
یکی از دیدنیهای مذهبی این شهر، مسجد جامع شوشتر میباشد که از کتیبههای آن چنین استنباط میشود که خلفای عباسی در زمان امام حسن عسگری به ساخت آن اقدام نموده و پس از آن تکمیل و ترمیم شدهاست. این مسجد با ۵۴ ستون در ایوان و طاقهای موسوم به رومی تأثیر فرهنگ دیرینه ایران و معماری محلی منطقه را با سقفها، گچبریها، کنده کاریها، و منارهها و آجرکاریهای پر نقش ملهم از فرهنگ اسلامی در قالبی ارزشمند و زیبا به منصه ظهور رساندهاست. هم چنین بقعه امامزاده عبدالله یکی از زیباترین بناهای شوشتر با نقشهای ویژه و پلکانها و نوشتههایی بر قطعات سنگی و کاشیها و لچکها و ستونهای بسیار بر بالای تپهای مشرف بر شهر شوشتر و بقعه براء بن مالک انصاری که در واقع قدیمیترین مقبره اسلامی در ایران به شمار میرود. قابل ذکر است او یکی از سران سپاه اعراب بود که هنگام جنگ شوشتر کشته شد و آرامگاه او در شمال شهر مقابل قلعه سلاسل قرار دارد.
فهرست برخی از آرامگاههای شوشتر:
آرامگاه امامزاده عبدالله شوشتر
مقام صاحب الزمان(عج) شوشتر
مقام حضرت عباس شوشتر
مرقد علامه شیخ شوشتری
آرامگاه براءبن مالک انصاری
آرامگاه سید محمد بازار شوشتر
آرامگاه سید محمد ماهرو شوشتر
آرامگاه سید محمد گلابی شوشتر
آرامگاه شعیب نبی شوشتر
صنایع دستی
صنایع دستی گوناگون بویژه انواع صنایع بافندگی از دیرباز در شوشتر مرسوم و مشهور بوده است. دیبای شوشتری و پرند شوشتری از مشهورترین بافته های صنعتگران شوشتری به شمار می روند. از مهمترین صنایع دستی مرسوم در شوشتر می توان به موارد زیر اشاره کرد:
پارچه بافی
ابریشم بافی
کپو بافی
جاجیم بافی
معرق ساقه گندم
فلز کاری
صنایع دستی شوشتر
از جمله رشته های بومی فعال در مرکز صنایع دستی این شهر می توان به نساجی سنتی، احرام بافی، سجاده بافی، جاجیم بافی، زیورآلات سنتی و سفال گری اشاره کرد. البته رشته های غیربومی همانند لباسهای محلی، معرق ساقه گندم، سازسازی ، حکاکی روی سنگ و نقاشی روی پارچه نیز در این مرکز فعال هستند و همچنین رشته منسوخ شده مسگری پس از ۳۰ سال بار دیگر در حال احیا است.
ملحفه بافی از دیگر رشته های منسوخ شده این شهرستان بود که تنها در حد لنگ بافته می شد که در گذشته نخ های ملحفه بافی در شوشتر تولید می شد اما در حال حاضر پس از فعالیت دوباره این رشته ۹۰ ساله در این شهر نخ های آن از شهر اصفهان وارد می شود.
اداره صنایع دستی شوشتر درصدد تربیت صنعتگران در این زمینه است.
کپوبافی، پـارچه بافی، ابریشمی، گلیم سوزنی، کارتی بافی، چوقابافی از دیگر رشته های منسوخ شده شوشتر میباشند که احیا شدند.
کپوبافی : یکی از صنایع دستی بومی و خاص استان محصولاتی به نام کپو می باشد که با پیچش ساقه های مرکزی و جوان نخل به دور ساقه های کرتک شکل می گیرد و با نقش اندازی
کامواهای الوان ، زیبایی آن چند برابر می شود.
پـارچه بافی : به نوشته مسعودی ، شاپور اهالی شام را به شوش ، شوشتر و دیگر شهرهای خوزستان کوچ داد. آنها فرزندانی پدید آوردند که از همان روزگار به تدارک و بافتن دیبای شوشتری و دیگر انواع پارچه های ابریشمین در شوشتر، اهواز و شوش پرداختند. در طول دوران اسلامی نیز شهرهای شام در تولید انواع منسوجات مشهور بودند. جبّه ، بساط ، حریر و عبای شامی ، جامه های مویینه دمشق و منسوجات حلب و پارچه مخصوص بعلبک در متون دوره اسلامی ذکر شده است. معمولاً خلفا اطلاعات تاریخی را بر روی پارچه طراز نقش می زدند. این نوشته ها امروزه در تعیین مکان و تاریخگذاری آنها کمک می کند. نمونه ای از بافت پرده قالیچه نمای پشمین با نقش شمسه هایی مزین به نقش خروسان و عقابان که دارای کتیبه ای به نام مروان ، خلیفه اموی ، است در موزه منسوجات واشینگتن باقی مانده است.
سجاده بافی :یکی از کاربردهای مهم سجاده در شوشتر جهیزیه عروس می باشد که همراه قران کریم در جهزیه می نهند.
جاجیم بافی :جاجیم گونهای زیرانداز دورویه است. جاجیم دستبافی است از پارچهٔ کلفت شبیه به پِلاس که از پلاس نازکتر است و آن را از نخهای رنگین و ظریف پشمی یا پنبهای یا آمیزهای از این دو میبافند. جاجیمها پرز ندازند و میتوان از هر دو روی آن استفاده کرد. کوچگردان از آن بهرهٔ زیادی میگیرند و کاربرد آن به عنوان روانداز و محافظ سرما است.
جاجیمبافی به عنوان یکی از صنایع دستی درشوشتر میباشد که از دیرباز بین خانوادههای روستایی و عشایر رواج داشتهاست. جاجیم به عنوان زیرانداز استفاده میشود وهمچنین هنگام کوچ عشایر برای بستهبندی و جابهجایی اسباب و لوازم و گاهی بهعنوان بالاپوش گرم مورد استفاده قرار میگیرد. حتی در بین برخی از خانوادههای روستای جاجیم را بهعنوان چشمروشنی و جهیزیه نوعروسان هدیه میدهند و بهعنوان یادگاری ارزنده سالها در خانوارها باقی میماند.
مواد اولیه جاجیم پشم است و بافت آن شبیه گلیم است، با این تفاوت که جاجیم در چهار تخته بافته میشود و پس از بافتن به هم متصل و دوخته میشود. در منطقه اورامان و ثلاث باباجانی زنان جاجیمهایی را با نقوش متنوع و جنس مرغوب میبافند که در نوع خود کمنظیر است.
معرق ساقه گندم :طبق تحقیقات این هنر ابتدا با ساقه های نی شکر و ذرت در شهرهای جنوبی کشورمان رواج داشته است.به علت سختی کار و نبود ابزار متناسب و کیفیت پایین کار نتوانسته جای را در بازار فروش یا رشته های هنری به خود اختصاص دهد.کم کم با الیاف دیگری مانند ساقه گندم ، جو، برنج و برخی گیاهان دارای ساقه انجام شد.
ملحفه بافی :مردم شوشتر از دستبافتههای داری مانند ملحفهبافی استقبال خوبی میکنند و از این رو بازار فروش این محصولات در استان خوب است و اگر معرفی این رشته حالت برونمرزی پیدا کند و در زمینه صادرات آن فعالیت شود وضعیت آن بهتر شده و رونق بیشتری پیدا خواهد کرد بافتههای داری بافتههایی هستند که از دار برای تولید آنها استفاده میشود که دارها یا عمودی و یا افقی است. بعضی از این بافتهها گره دار هستند مانند قالی و گبه و برخی مانند گلیم و زیلو پود باف بوده و بعضی مانند ورنی و شیرکی پیچ پودپیچ هستند. در شوشتر بافتههای داری به شیوه گره زنی یا پود گذاری بافته میشود و شامل قالی، قالیچه و گلیم است و بافندگان اصلی آنها زنان ایلی و روستایی هستند که بر روی دار افقی که بر روی زمین قرار میگیرد کار بافتن را انجام میدهند. نقشهها اکثراً ذهنی و طرحها هندسی است و رنگهای قرمز، مشکی، سبز، نارنجی، سفید، سرمهای در بیشتر بافتهها کاربرد دارد. زنان و دختران عشایر عرب نیز به صورت محدود به کار بافت قالی اشتغال دارند و قالیهایی با نقش هندسی و با استفاده از رنگهای قرمز، نارنجی، صورتی، مشکی، زرد کدر، سرمهای و سفید میبافند.
احرامی:از محصولاتی است که در شوشتر بافته میشود. احرامی پارچهای است با تار پنبهای و پود پشمی به رنگهای سرمه ای، زرد، سبز، سفید، نارنجی، قرمز و…
ابریشمبافی :بافت این نوع پارچه در دزفول رایج است. در تهیه این محصول از نخ ابریشم مصنوعی (ویسکوز) استفاده میشود. به دلیل ظرافت خاصی که دارد به مصرف شله (روسری عربی ) می رسد، طول این پارچه ۲۰ متر و عرض آنها ۴۰ سانتیمتر است. پس از بافت آن را به قطعات ۴ متری در آورده وبرای روسری مورد استفاده قرارداده عدهای نیز قطعه ۴ متری را به دو قسمت تقسیم کرده و از وسط آنها را کنار یکدیگر قرار داده و به صورت توردوزی بهم میدوزند. شلهای که از این طریق به دست میآید ۲ متر درازا و ۸۰ سانتی متر پهنا دارد.
عبابافی :بافت عبا در شوشتر سابقهای دیرینه دارد به طوریکه میگویند پیشینه اش به بیش از پانصد سال می رسد. این عباها معمولا به رنگهای خرمایی، مشکی، خاکستری و شیری است که توسط بافندگان رنگرزی میشود. دو نوع پارچه عبایی در شوشتر بافته میشود:
۱- نوعی که برای بافتن آن از نخهای نازک استفاده میشود که به:” هله ” شهرت دارد و مناسب هوای گرم تابستان است.
۲- نوعی که تراکم تار و پودش بیشتر است و ” چانچه ” نامیده میشود و زمستان از آن استفاده میشود.
فلزکاری :در شوشتر ساخت وسایل فلزی رواج دارد که تولیدات مختلفی از قبیل داس، تیشه، قیچی، قند شکن و… از محصولات آنان است. آهنگران شوشتری ابتدا فلز را به اندازه و شکل دلخواه بریده و در کوره قرار میدهند پس از گداخته شدن و انعطاف پذیری با چکش زدن به شکل مورد نظر در میآورند. در آخر با استفاده از سوهان آن را صیقل میدهند.
خرمهره سازی
خرمهرهسازی یکی از رشتههای در حال منسوخ این شهرستان بوده است که تنها توسط صنعتگران قم و شوشتر تهیه میشده و با توجه به آغاز فعالیت گسترده این صنعت از ۲ ماه پایانی سال ۸۸ با افتتاح سرای افضل به عنوان مرکز صنایعدستی این شهرستان خوب بوده و انتظار میرفت بهتر نیز شود.
ماده اصلی بدنه خرمهره سیلیس خالص میباشد.سیلیس خالص فرم پذیر نیست و به این جهت از یک چسب گیاهی مانند سریش یا کتیرا استفاده کرده و با سیسلیس مخلوط می کنند و این مخلوط را تبدیل به گل کرده و قطعات خرمهره را تولید می کنند.لعاب خرمهره با لعاب اکثر سرامیک ها متفاوت بوده و بجای لعاب مایع از پودر استفاده میشود و قطعات خرمهره را در ظرفهای سفالی و داخل این پودر چیده و این ظرفها را در کوره می چینند و در دمای ۱۰۵۰ درجه و بمدت ۳۰تا ۳۵ ساعت حرارت میدهند تا پخت آن کامل شود.لازم به ذکر است که پودر ذکر شده شامل مواد زیر میباشد:
-اکسید مس
-کربنات سدیم
-آهک
-خاکستر
گروه توسعه صنعت گردشگری سلمان با توجه به اهداف بلند مدت خود قدم به احیا این صنعت در شوشتر گذاشته و به موفقیت های چشم گیری نیز دست یافته است.
