کارشناس مسائل بینالملل درباره تمایل اروپا به گسترش تعاملاتش با چین گفت که این رویکرد نه یک چرخش راهبردی بلکه اقدامی تاکتیکی در راستای تامین منافع ملی کشورهای اروپایی و در واکنش به سیاستهای دولت ترامپ و فشارهای اقتصادی و امنیتی آمریکا بر اروپاست.
به گزارش ایسنا، نخستوزیر انگلیس پس از هشت سال هفته گذشته در حالی به چین سفر کرد که در سالهای گذشته روابط لندن و پکن بسیار سرد بوده است. هر چند تعاملات اقتصادی چین با اتحادیه اروپا و کشورهای اروپایی به طور جداگانه برقرار بوده، اما به طور کلی اروپا با توجه به نزدیکی که به آمریکا داشت چندان به سمت چین تمایل نداشت. در عین حال در سایه ادامه بحران اوکراین و نگرش رییسجمهوری آمریکا به این بحران و عدم همراهی با نگرانیهای امنیتی اروپا، تمایل کشورهای اروپایی به چین قابل درک است. از این رو سفر نخستوزیر انگلیس به چین را نه فقط یک رویداد دوجانبه بلکه بخشی از روندی گستردهتر در نگاه اروپا به تعاملات بینالمللیاش باید دانست.
بر اساس گزارش رسانهها، روابط انگلیس و چین پس از اعتراضات هنگ کنگ در سال ۲۰۱۹ و تصویب قانون امنیت ملی این منطقه وارد مرحلهای پرتنش شد. لندن در کنار واشنگتن از منتقدان جدی سیاستهای چین در هنگ کنگ بود و حتی برنامه ویژه مهاجرتی برای شهروندان این منطقه راهاندازی کرد. در چنین شرایطی سفر استارمر به چین نشانهای روشن از تمایل دو طرف برای عبور از این دوره پرتنش و حرکت به سوی نوعی بازتنظیم محتاطانه روابط تلقی میشود.

بخش قابل توجهی از علت نزدیکی اروپا به چین، ترامپ و سیاستهایش در دوره دوم ریاست جمهوریاش است
«سیدجلال ساداتیان» در گفتوگو با ایسنا با اشاره به سفر اخیر نخستوزیر انگلیس به چین و تمایل تازه اروپا برای نزدیک شدن به چین با بیان اینکه «فکر میکنم هدف اروپا و کشورهایی از جمله انگلیس برای تعامل نزدیکتر با چین تاکتیکی و در راستای تامین منافع ملی شان است» گفت: در شرایط امروز دنیا و با توجه به اتفاقاتی که در سطح بینالملل در جریان است تعامل بیشتر و نزدیکتر اروپا و چین، وزن قابل توجهی دارد و به نظرم اروپاییها به سمت پیمانهای مقطعی حرکت میکنند که تعاملات جدید انگلیس و چین در این راستاست.
وی با بیان اینکه «بخش قابل توجهی از علت نزدیکی اروپا به چین، ترامپ و سیاستهایش در دوره دوم ریاست جمهوریاش است» گفت: ترامپ علنا میدان بازی را به نفع منافع ملی آمریکا و شعار «اول آمریکا» تغییر داده است. بعد از جنگ جهانی دوم، آمریکا پایههای سازمان ملل و منشور سازمان ملل را بنیان گذاشت تا جهان را از طریق تعامل کشورها با یکدیگر اداره کنند و ساختاری هم در سازمان ملل ایجاد کردند متشکل از مجمع عمومی و شورای امنیت و سازمانهای ذی ربط که هر کدام وظیفهای به عهده داشتند. اما ترامپ در حال بر هم زدن همه این بازیهاست و منافع آمریکا برایش اولویتدار شده و کشورهای اروپایی که دارای روابط فراآتلانتیکی خوبی با آمریکا بودند را دارد اذیت میکند و تعرضاتی سیاسی و اقتصادی به این کشورها از جمله گرینلند و کانادا داشته و حتی نسبت به ادامه حضورش در ناتو به شیوه قبل هشدار داده و بر کالاهای اروپایی تعرفههای تجاری قابل توجهی وضع کرد.
ساداتیان گفت: اروپاییها در دوره دوم ریاست جمهوری ترامپ به نحوی بیشتر وارد چالش با ترامپ شدند، اما زورشان به ترامپ نمیرسد و با توجه به اینکه درگیر مساله اوکراین و روسیه هم هستند تحرکاتی به سمت چین ایجاد کردند. آنها به خوبی میدانند که آمریکا بر روی چین حساسیتهایی از جمله در رابطه با تایوان و رشد اقتصادی آن دارد و اینکه هر روز فاصلهاش با آمریکا کمتر میشود و عملا به کارخانه جهانی تبدیل شده است و تمامی بازارها را در برگرفته است.
وی ادامه داد: در سالهای گذشته بیش از ۸۵ درصد معاملات جهانی با دلار انجام میشد ولی امروز این عدد به ۶۰ درصد رسیده است از این رو این ارقام گویا است که چه رقابتی بین آمریکا و چین برقرار است و اروپاییها در فضایی که آمریکا به سمت آنها تمایلی نشان نمیدهد میتوانند از فرصت این رقابت به نفع خودشان استفاده کنند.

به نظر میآید چین از وارد شدن به بازی اروپا در رقابت با آمریکا استقبال کند
این کارشناس مسائل بینالملل با اشاره به نیاز عمده چین به نفت تصریح کرد: چین نفتی ندارد و عمده رشد اقتصادیاش در سایه واردات نفت انجام میشود. آمریکا با در اختیار گرفتن قدرت در ونزوئلا و تسلط بر کشورهای خاورمیانه سعی دارد عرصه را به چین در تامین انرژی تنگ کند، بنابراین طبیعی است که چین در این فضا از هر فرصتی برای تعامل با کشورهای دنیا به ویژه کشورهای اروپایی استقبال کند. از طرفی اروپا هم بر این نظر است که اگر به چین نزدیک شود شاید بخشی از تحقیرهای بینالمللی ناشی از رفتار ترامپ را کاهش دهند در عین حال به نظر میآید چین از وارد شدن به بازی اروپا در رقابت با آمریکا استقبال کند.
ساداتیان خاطرنشان کرد که نزدیکی کشورهای اروپایی به چین در این فضای بینالمللی هدف استراتژیک ندارد بلکه اقدامی تاکتیکی و منافع محور است . به هر حال اقلامی که امروز از آمریکا وارد میشود و قرار است تعرفه گرانی بر آنها قرار داده شود اگر از چین به اروپا وارد شود به نفع این کشورهاست. کالاهای تکنیکی و تکنولوژیهای بهروز چینی خیلی سریع در حال پیشرفت و توسعه هستند. تقریبا همه برندهای اتومبیلسازی جهان امروز در چین تولید میشود و این حاکی از انعطاف و قدرت تطبیق بالای چین با شرایط روز دنیاست.
وی تاکید کرد که چین حتما از فرصت نزدیک شدن بیشتر به اروپا و کشورهایی از جمله انگلیس استفاده خواهد کرد. به هر حال اروپا یکی از بازارهای خوب و مدنظر چین برای صادرات کالاهایش است و با توجه به اینکه امروز بازارهای گستردهای در آسیا و آفریقا را از آن خودش کرده، طبیعی است هر نوع گسترش روابط با اروپا اهمیت زیادی دارد.
انتهای پیام
