
کم حرف می زد.
سه تا پسرش شهید شده بودند.
– ازش پرسیدم «چند سالته ،مادر جان؟»
گفت : هزار سال…
– خندیدم.
جواب داد : شوخی نمی کنم. اندازه هزار سال بهم سخت گذشته…
صداش می لرزید.
او هم به نوعی _احساس تکلیف_ کرده بود اما به نوعی دیگر…
تأکید ایران و زیمبابوه بر گسترش همکاریهای جامع بهداشتی و درمانی
غریبآبادی: پاسخ ایران به هر تجاوزی، قاطع و پشیمانکننده خواهد بود
هشدار عراقچی و بن فرحان نسبت به پیامدهای خطرناک تشدید تنش در منطقه
هوندا آکورد پلاگین هیبرید ۲۰۲۵؛ مهندسی ژاپنی با نیاز عصر پیوند میخورد
ستاره فرانسوی بایرن مونیخ رکورد مسی را میشکند؟
جزییات حمایت از صادرات دانشبنیان اعلام شد؛ شروط و میزان ارائه تسهیلات
چهارمین روز متوالی سرخپوشی بازار سرمایه/ افت ۱۰۶ هزار واحدی شاخص بورس
توزیع میلیونها دلار ثبت سفارش در واردات موبایل
دیروز احساس تکلیفها، بوی شهادت می داد، اما امروز…

کم حرف می زد.
سه تا پسرش شهید شده بودند.
– ازش پرسیدم «چند سالته ،مادر جان؟»
گفت : هزار سال…
– خندیدم.
جواب داد : شوخی نمی کنم. اندازه هزار سال بهم سخت گذشته…
صداش می لرزید.
او هم به نوعی _احساس تکلیف_ کرده بود اما به نوعی دیگر…
این مطلب بدون برچسب می باشد.