
کم حرف می زد.
سه تا پسرش شهید شده بودند.
– ازش پرسیدم «چند سالته ،مادر جان؟»
گفت : هزار سال…
– خندیدم.
جواب داد : شوخی نمی کنم. اندازه هزار سال بهم سخت گذشته…
صداش می لرزید.
او هم به نوعی _احساس تکلیف_ کرده بود اما به نوعی دیگر…
واکنش سفارت ایران در ژاپن به اعتراف سناتور آمریکایی به مسلح کردن آشوبگران در ایران
بانون به ترامپ: درگیری با ایران احمقانه است، به اوضاع مینیاپولیس برس
اتصال اینترنت برای تجار با شرط و شروط
سرمربی پرسپولیس: از نتیجه و عملکرد مقابل فولاد ناراحتیم/ جوانها خوب عمل کردند
پیوند علوم اعصاب و هوش مصنوعی از طریق نانوکانالها
جزییات روند احراز استطاعت جسمی زائران حج ۱۴۰۵
دوازدهمین جشنواره برند محبوب ایرانی؛ برندهای ایرانی زیر ذرهبین
تاخیر در تحویل خودروی سهند اس مشتریان را به دردسر انداخت
دیروز احساس تکلیفها، بوی شهادت می داد، اما امروز…

کم حرف می زد.
سه تا پسرش شهید شده بودند.
– ازش پرسیدم «چند سالته ،مادر جان؟»
گفت : هزار سال…
– خندیدم.
جواب داد : شوخی نمی کنم. اندازه هزار سال بهم سخت گذشته…
صداش می لرزید.
او هم به نوعی _احساس تکلیف_ کرده بود اما به نوعی دیگر…
این مطلب بدون برچسب می باشد.