سید جواد میربابایی
بیش از سه ماه از بحران سیاسی سوریه میگذرد، هنوز اعتراضات و تظاهرات در سوریه ادامه دارد و به نظر نمیرسد بحران سیاسی در این کشور بزودی فروکش کند.
آیا رویدادهای سوریه با تحولات موسوم به “بهار عرب” در کشورهایی مانند مصر، تونس، یمن، لیبی و بحرین قابل مقایسه است؟
نقش و هدف اساسی اسرائیل، عربستان و ترکیه بعنوان بازیگران منطقه ای و آمریکا به عنوان بازیگر بین المللی در نا آرامی های سوریه چیست؟
اینها سوالاتی است که برای پاسخ نیاز توجه به چند نکته دارد:
پس از آغاز موج بیداری اسلامی در جهان که با تحولات تونس و سپس مصر ادامه یافت، غرب بدنبال تعمیم موج ناآرامی ها به ایران بود که حرکت کاریکاتور گونهی ۲۵ بهمن در تهران نشانه آن بود که در نهایت با عدم استقبال مردم تمام برگهای برندهی آمریکا از بین رفت، بطوری که حتی پس از این اتفاق نیز اگرچه رسانهای غرب با تبلیغات ویژه سعی در ادامه موج ناامنی در سه شنبه های هر هفته داشت اما شکست در این پروژه بیش از پیش در نمایان شدن فاصله عمیق جنس انقلاب های منطقه با انقلاب مورد پسند غرب تاثیر داشت.
در ادامه این سیاست ها و عدم نتیجه گیری در مورد ایران ، این بار کانون سرمایهگذاریهای غرب به سوی دیگر دشمن اصلی خود در منطقه یعنی سوریه رفت دو شهر درعا و لاذقیه به عنوان اولین شهرهای نا آرام و کانون اصلی ناآرامی ها شناخته شدند و درگیریها از این دو شهر آغاز گردید. لاذقیه به این علت که زادگاه بشار اسد است و همواره ایجاد آشوب در زادگاه رئیس حکومت یکی از بهترین شیوههای متزلزل ساختن یک نظام است، به شدت مورد تمرکز برای ایجاد ناآرامیها قرار گرفت اما پس از گذشت چند روز موج ناامنیها در این منطقه فروکش کرد.
اما دیگر شهر ناآرام یعنی درعا شهری مرزی میان اسرائیل و سوریه می باشد که اولین درگیریهای مسلحانه در این شهر به وقوع پیوست و نیروی دریایی سوریه نیز پس از گذشت چند روز افرادی را دستگیر میکند که قصد داشتند با قایقهای موتوری مقدار زیادی اسلحه و مهمات را وارد خاک سوریه کنند که در همان برهه نیروهای امنیتی سوریه از احتمال وابستگی دستگیر شدگان به جریان ۱۴ مارس لبنان (سعد حریری) خبر دادند.
کشور ترکیه نیز از طرفی با اسرائیل و آمریکا رابطه گرمی دارد و از طرفی سعی در ایجاد رابطه با ایران و جبهه مقاومت در مقابل آمریکاو اسرائیل دارد. ترکیه بدنبال اعمال نفوذ آمریکا به صورت غیرمستقیم در جبهه مقاومت است و در این راستا از اعتراضات و آشوب های سوریه که برای از بین بردن خط مقدم جبهه مبارزه با اسرائیل است حمایت می کند.
عربستان به خصوص «بندر بن سلطان» با نفوذ سعودی و ارتباطی که از راه دولت اردن با برخی عشایر دارد و پولی که به آنها تزریق میکند، با برقراری اختلافات قومی میان اهل سنت و علویان که در راس حکومت می باشند همراه با آمریکا در حال شکل دادن به مسیر اعتراضاتی در سوریه هستند که بر پایهی آن موازنهی استراتژیک به سود رژیم صهیونیستی در منطقه و همچنین اهل سنت تغییر کند.
اما نکته اصلی این است که آنچه در سوریه در حال وقوع است بکلی با بهار عرب در کشورهای تونس، مصر، لیبی ، یمن و بحرین متفاوت است چرا که در سوریه درگیری ها در مقابل یک نظام مستقل است، چند وجهی بوده و عوامل اصلی ناآرامی نیز عوامل خارجی میباشند در حالی که درگیری در دیگر کشورهای عربی درگیر انقلاب در مقابل نظامهای وابسته است و عوامل اصلی ناآرامی ها داخلی است همچنین در سوریه گروههای کوچک بدنبال سرنگونی دولتی مخالف آمریکا و اسرائیل هستند اما در کشورهای دیگر عربی موج عظیم مردم برای مقابله با آمریکا و قطع دخالت های استکبار ماهیتی ضد اسرائیلی دارد. که این نکته مورد تائید تمامی مراکز تحقیقاتی و مطالعات استراتژیک آمریکا نیز می باشد.
البته عدم مدیریت خوب بحران توسط دولتمردان سوری در کنترل مردم معترض را نیز باید از عوامل گسترش ناآرامی های دانست.
اما در داخل ایران نکته قابل تامل و تأسف در انفعال صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران در تنویر افکار عمومی مردم ایران و جهان در مقابل حوادث و تحولات سوریه است.
افکار عمومی مردم توقع شنیدن اخبار کشته شدن ۱۰ نفر در یک روز و یا ۲۰ نفر در روزی دیگر ندارد بلکه توقع تحلیل دقیق از عوامل اصلی بروز ناآرامی ها در سوریه و کشورهای مستقل و تنویر افکار عمومی است.
در حالی که رسانه های معاند جمهوری اسلامی ایران با سانسور شدید اخبار قیامهای کشورهای عربی و اسلامی و خیزش و موج بیداری اسلامی و بزرگنمائی تحولات سوریه سعی در انفعال جمهوری اسلامی ایران دارند، صدا و سیما جمهوری اسلامی ایران با سانسور کامل خبری تحولات سوریه میدان را برای رسانههای آمریکا و اسرائیل برای خوراک دهی به مردم و ایجاد جنگ روانی بر علیه دولت سوریه باز نگه داشته است که با سوء استفاده رسانه های غربی مواجه شده است که البته بی اعتمادی مردم نسبت به صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران نیز می تواند از نتایج این انفعال باشد.
حال سوال اینجاست: در حالیکه بشار اسد پس از انتخابات سال ۸۸ چندین بار در تماس تلفنی با احمدینژاد از دولت ایران حمایت کرد و اغتشاشگران را محکوم کرد و همچنین تحولات اخیر سوریه در راستای از میان بردن خط مقدم مبارزه با اسرائیل است، چرا رسانه ملی جمهوری اسلامی ایران در حمایت از سوریه موضع انفعالی دارد؟
نقل از اعتدال