2

نقش ایران و عراق در تامین امنیت خلیج فارس

  • کد خبر : 13731
  • ۲۷ شهریور ۱۳۹۰ - ۸:۳۵

نقش ایران و عراق در تامین امنیت خلیج فارس دو کشور ایران و عراق با وجود وجوه مشترک تقویت کننده که ریشه در اشتراکات دینی و تاریخی دارد، از بزرگترین کشورهای حوزه خلیج فارس بشمار می آیند که براساس اکثریت قاطع شیعیان، بیشترین جمعیت منطقه خلیج فارس را شکل می دهند. به همین منظور براساس […]

نقش ایران و عراق در تامین امنیت خلیج فارس
دو کشور ایران و عراق با وجود وجوه مشترک تقویت کننده که ریشه در اشتراکات دینی و تاریخی دارد، از بزرگترین کشورهای حوزه خلیج فارس بشمار می آیند که براساس اکثریت قاطع شیعیان، بیشترین جمعیت منطقه خلیج فارس را شکل می دهند. به همین منظور براساس منافع مشترک و اخذ سیاستهای راهبردی، امنیتی و سیاسی، اقتصادی میتوانند نقش اصلی را در حوزه خلیج فارس ایفا کنند. منطقه خلیج فارس به دلیل موقعیت ژئوپلیتیک، ژئواستراتژیک و ژئواکونومیک خاص خود در طول تاریخ همواره مورد توجه قدرت های استعماری فرامنطقه‌ای بوده است. همواره بیگانگان تلاش کردند که حضور نامشروع خود را در این حوزه مستحکم نمایند، تا با ایجاد تفرقه و اختلاف در میان کشورهای منطقه بتوانند به اهداف سیاسی و اقتصادی خود دست یابند. در خلیج فارس، نفت، امنیت دسته جمعی و مسابقه تسلیحاتی در زمره موضوعات استراتژیک محسوب    می‌شوند. در دهه‌های اخیر و به خصوص پس از جنگ سرد و با گذشت زمان، مفاهیم امنیتی شاهد تغییرات چشم‌گیری شده‌اند. تحولات سریع سال‌های آغازین هزاره سوم که با حملات۱۱سپتامبر شروع و تا اشغال عراق ادامه داشته است، بدون شک ترتیبات امنیتی منطقه را دچار تغییرات فراوانی کرده است. از این روی سقوط رژیم بعثی و روی کار آمدن دولت جدید شیعی عراق، باعث تحول بیشتر در معادلات حوزه استراتژیک خلیج فارس گردیده است. در این مقاله کوشش می شود تا نقش ایران و عراق جدید را با توجه به پیشینه کهن همکاری‌های طرفین و مشترکات فراوان، در شکل‌دهی معادلات امنیتی منطقه خلیج فارس مورد بررسی قرار دهیم.
خلیج فارس یکی از مناطق راهبردی و استراتژیک دنیا محسوب می شود. در قرون گذشته استعمار پرتغال با اشراف بر موقعیت استراتژیک خلیج فارس و تنگه هرمز، حضور خود را در این منطقه نفت خیز استحکام بخشید. در سال ۱۵۰۵ امپراطوری دریایی پرتغال ظاهر شد و موفق شدند که برای یکصد سال، سلطه خود را بر خلیج فارس تحمیل کند و امرای هرمز را خراجگزار خودشان قرار دهند. ولی در زمان شاه عباس(۱۶۰۳میلادی) ایرانیان موفق می شوند، بر بحرین اعاده حاکمیت کنند و در سال ۱۶۱۲ منطقه امروزی امارات را از دست پرتغالیها خارج کنند و به مرور موجب اخراج آنان از منطقه گردند. آلبورک دریادار پرتغالی در این باب آورده است: هر دولتی که بر۳تنگه باب المندب، هرمز و مالاکا تسلط داشته باشد بر جهان مسلط خواهد بود.(۱) پس از خروج پرتغالیها، خلیج فارس به دلیل ضعف حکومتهای ایران و درگیریهای داخلی، شاهد حضور و تسلط هلند و سپس استعمار پیر انگلیس در آنجا و نیز تداوم سیاستهای دیرینه و استعماری روس های تزاری برای دست‌یابی به آب‌های گرم خلیج فارس بوده است که همگی حاکی از اهمیت ویژه و راهبردی آن است.(۲) یکی از دلایل اهمیت راهبردی خلیج فارس وجود تنگه‌ی هرمز است.«تنگه‌ی هرمز»گذرگاهی است هلالی شکل که خلیج فارس را به دریای عمان متصل می کند. این تنگه یکی از مهم‌ترین تنگه ها در بین یازده تنگه‌ی مهم دنیاست که برای ابرقدرتها اهمیت اقتصادی و راهبردی زیادی دارد.(۳)اهمیت عرض کم تنگه‌ی هرمز از این جهت است که در طول سه کیلومتر مسافتی که عرض تنگه بین ۲۱ تا ۲۴ مایل دریایی متغیر است، بخشی از عرض آب‌های ساحلی در کشور ایران و عمان بر روی هم منطبق می شود و بنابراین، در فاصله‌ی بین آنها دریای آزاد وجود ندارد. همین امر حساسیت ویژه‌ای را در امر کشتیرانی بین اللملی در تنگه‌ی هرمز ایجاد کرده و مسئولیت سنگین امنیتی را بر دوش این دو کشور و به ویژه ایران نهاده است. به همین دلیل دو کشور ایران و عمان از اهمیت راهبردی و جغرافیایی سیاسی ویژه‌ای برخوردارند. دیوید نیوسام، معاون وزیر امور خارجه(وقت)امریکا، در سال ۱۹۸۰ در یک سخنرانی در دانشگاه«جرج تاون» درباره اهمیت این منطقه چنین گفت: اگر جهان دایره مسطحی باشد و کسی بخواهد مرکز آن را بیابد، به یقین می توان گفت که مرکز آن خلیج فارس است…امروزه جایی در جهان به اهمیت این منطقه وجود ندارد که تمامی توجهات را به یک نقطه و با علایقی یک دست، همسان کند. در حال حاضر برای ادامه‌ی سلامت اقتصادی و ثبات جهان، جایی به اهمیت این مرکز وجود ندارد.(۴)
خلیج فارس با مساحتی حدود۲۹۵۰۰مایل مربع قریب۶۳درصد از کل ذخایر نفتی شناخته شده در جهان را در خود جای داده است. در حال حاضر، به رغم اینکه جهان فقط برای حدود ۴۱ درصد از مصارف نفتی خود، به خلیج فارس متکی است، ولی این وضعیت در حال تحول بوده و همان گونه که وزارت انرژی ایالات متحده‌ی آمریکا اعلام کرده است، جهان بزودی برای تأمین ۶۵درصد نیازهای نفتی خود به خلیج فارس وابسته خواهد شد. این منطقه غیر از نفت، قریب ۳۰ درصد از ذخایر گاز جهان را در خود جای داده که پس از روسیه، دومین منطقه از لحاظ ذخایر گاز در جهان است. این موقعیت استراتژیک بارها و بارها از زبان سیاستمداران دنیا به روشنی بیان شده است. هنری کیسینجر سیاستمدار آمریکایی معتقد است: کشورهای پیشرفته صنعتی به عرضه نفت خلیج فارس وابسته‌اند و رادیکالیزه شدن منطقه پیامدهایی را در بر خواهد داشت.(۵)از سوی دیگر ویلیام راجرز وزیر امور خارجه وقت امریکا در گزارش خود به تاریخ ۲۶ مارس ۱۹۷۱ اعلام کرد: شبه جزیره عربستان، عراق و ایران بیش از ۶۵% ذخایر شناخته شده نفت جهان را در اختیار دارند. استفاده از این ذخایر نفتی در اوضاع مناسب سیاسی و اقتصادی، برای کشورهای متحد ما در آتلانتیک و سایر کشورهای (اروپای غربی و ژاپن دارای کمال اهمیت است).(۶) نقطه اوج اعتراف به جایگاه برتر جهان خلیج فارس، سخنان آیزنهاور رئیس جمهور وقت آمریکا در دهه ۵۰ میلادی می باشد که با اشاره مستقیم به وابستگی شدید اروپا و آمریکا به انرژی خلیج فارس با سخنانی روشن بیان کرد که سقوط خلیج فارس به معنای سقوط اروپا و آمریکا می باشد:«نفت خلیج فارس برای اروپا پیوسته اهمیت بیشتری پیدا کرده است. اقتصاد اروپا در صورت قطع نفت، متلاشی خواهد شد و در نتیجه آن، آمریکا نیز در وضع بسیار دشواری قرار خواهد گرفت.» از این روی تسلط بر خلیج فارس به معنای تسلط بر قلب دنیا می باشد. همین موقعیت استراتژیک موجب گردیده است چشم طمع بسیاری از کشورهای بزرگ دنیا به خلیج فارس، مهد تمدن ایرانیان معطوف گردد. خلیج فارس با منابع طبیعی و معدنی فراوان خود، دیگر تنها به خاطر ایفای نقش ارتباط دهندگی یک بزرگراه تجاری میان شرق و غرب جهان اهمیت ندارد، بلکه در حال حاضر، یکی از دو سر انتهایی در معادلات اقتصادی جهان به شمار می‌آید. وضعیتی به این مهمی و موقعیتی راهبردی به حساسیت خلیج فارس، برای توازن اقتصادی جهان در آینده، ایجاب می کند تا امنیت این شاهراه مهم از زوایای گوناگون با تاکید بر همکاری کشورهای مشترک المنافع داخلی حوزه خلیج فارس و خروج کشورهای بیگانه مورد بررسی قرار گیرد. خلیج فارس همچنین منطقه ای که شریان حیات غرب، یعنی نفت از آن عبور می کند. بیش از ۲۵% عرضه‌ی نفت جهان از این منطقه می گذرد. از این رو، این منطقه برای نظام سرمایه داری و در رأس آن آمریکا حایز اهمیت حیاتی است.
تاریخچه روابط ایران و عراق
روابط دو کشور ایران و عراق بسیار کهن و ریشه دار است. مستندات تاریخی حکایت از آن دارند که ریشه همکاری های تجاری و سیاسی این دو منطقه به دوران باستان باز می‌گردد. گرچه کشوری به نام عراق امروزی در سال ۱۹۳۲میلادی بنا به خواست استعمار بریتانیا بنا نهاده شد و پیشینه استقلال چندانی ندارد ولی منطقه یکی از پایه‌های تمدن بشری محسوب می شود و (Babylon) میانرودان(بین النهرین) و شهرهایی همچون بابل ریشه‌ای بس کهن دارد. تمدن میانرودان(بین النهرین) به دلیل قرار گرفتن در میان دو رود بزرگ دجله و فرات به این نام شهرت گرفته است و وجود دو رودخانه پرآب، آن را مهد مهمترین تمدنهای رودخانه‌ای ساخت. همچنین موقعیت ارتباطی بسیار مناسب آن، موجب تماس با سرزمین های دیگر و در نتیجه پیشرفت و انتشار تمدن آن گردید. شمال عراق در دوران باستان بخش اصلی امپراتوری آشور را تشکیل می داد. آشور بانیپال در سال۶۳۳ ق.م درگذشت. شاه ایرانی ماد، در حمایت از بابل(واقع در ۸۸ کیلومتری جنوب بغداد) به آشور اعلان جنگ داد. هوخشتره پادشاه ماد در سال ۶۱۴ق.م از کوه‌های زاگروس گذشت و ضمن تسخیر آبادی‌های آشوری سر راه، شهر آشور پایتخت دولت آشوریان را در محاصره گرفت. پس از سقوط شهر آشور، نبوپلسر پادشاه بابل به دیدار هوخشتره ماد آمد و در آنجا پیمان دوستی مادها و بابل تجدید شد. در سال ۶۱۳ق.م شاه آشور در نینوا بود و این شهر نیز در سال۶۱۲ق.م تسخیر شد. نبوپلسر رهبر بابلی‌ها به همکاری با ایرانیان روی آورد. پس از انقراض دولت مادها، کوروش خامنشی همه اقوام ایرانی(پارت،پارس،ماد) را متحد و بابل را با صلح گشود(۵۳۹ ق.م) مردمان این منطقه را از ظلم شاهان آن رهایی بخشید و این منطقه را بخشی از امپراتوری جهانی خود نمود. پس از هخامنشیان نیز دولت پارت(۲۵۰ق.م-۲۲۶ق.م) و ساسانی نیز به دلیل موقعیت استراتژیک بین النهرین پایتخت های خود را بغداد مستحکم نمودند. سالهای بسیاری بابل و بین النهرین از مهم ترین مراکز تجاری و سیاسی جهان محسوب می‌شد و حسن همجواری اشتراک مساعی مردمان این دو منطقه موجب گردید ریشه های ایرانی در خون مردمان عراق امروزی نهادینه گردد. با ظهور اسلام و سقوط حکومتهای ایرانی در منطقه، این روابط تاریخی نه تنها قطع نگردید بلکه با روی آوردن مردم عراق به تشیع، بخش گسترده‌ای از ایرانیان که دارای پیوستگی‌های تاریخی با مردم عراق بودند نیز به صفوف عراقیان درآمده و خود را در کنار آیین‌های دینی شیعیان قرار دادند. گرایش به تشیع در میان ایرانیان یکسره در قرنهای متمادی ادامه داشت به طوری که در دوره ایلخانیان شمار زیادی از مردم ایران به خصوص بخشهای مرکزی شیعه بودند. دولت مقتدر صفوی پس از دولتهای علویان در شمال ایران، سربداران و مرعشیان، نخستین دولت مستقل و با نفوذ شیعی در ایران محسوب می شوند که مانع از تجاوزات عثمانی به مرزهای ایران شد. با گذشت زمان، روح ایرانی با مذهب شیعه تلفیق در کشورشان را تاب و تحمل نمی آورند ولی متاسفانه عراق بارها مورد یورش قرار گرفت و حکومتهای غیربومی بر آن حکفرما شد. حمله ترکان مغول به بغداد و قتل عام بی‌سابقه مردم عراق در تاریخ ۴ صفر ۶۵۶هجری صورت گرفت و خلیفه مستعصم بدون قید و شرط تسلیم مغولان شد. متجاوزین مغول، مردم را در بیش از یک هفته بدون استثنا از دم تیغ گذراندند. گروه زیادی از اهالی اطراف که پیش از محاصره به بغداد هجوم آورده بودند در این سرنوشت غم انگیز سهیم و کشته شدند. مورخین شما کشته‌شدگان را هشتصد هزار تا(دو میلیون تن تخمین زده‌اند، و این تخمین با گذشت روزگار افزایش می‌یابد.
ادامه دارد . . .
دکتر نجف محمودی

لینک کوتاه : https://ofoghnews.ir/?p=13731

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 1در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۱
  1. تحلیل خوبی بود ممنون

قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

آمار کرونا
[cov2019]