به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از ایثار، به مناسبت هشتم تیرماه، سالروز بمباران شیمیایی شهر سردشت و روز ملی مبارزه با سلاحهای شیمیایی و میکروبی، گفتگویی با اسدالله محمدی، جانباز شیمیایی دفاع مقدس و راوی موزه صلح تهران انجام دادیم. او که خود قربانی عامل خردل در عملیات کربلای۵ است، به تشریح مصیبتهای مردم سردشت، پیگیریهای حقوقی بینالمللی و فعالیتهای موزه صلح در آگاهیبخشی به نسل جوان پرداخت.
از ریههای سوراخ تا پیوند قرنیه
اسدالله محمدی در ابتدای این گفتگو به دوران مصدومیت خود اشاره کرد و گفت: من در عملیات کربلای۵، دقیقاً در تاریخ ۱۹ دیماه ۱۳۶۵، در اثر استفاده از عامل شیمیایی خردل، دچار آسیبهای شدید در ناحیه ریه، چشم و پوست شدم. ما ابتدا به کشمیر منتقل و سپس به تهران اعزام شدیم. وضعیتمان بسیار وخیم بود. چند سال بعد دچار ایست تنفسی شدم و درمان ادامه یافت تا اینکه شورای عالی پزشکی تصمیم گرفت برای ادامه درمان به آلمان اعزامم کنند. در آنجا پس از باز کردن تنگی راه، استنت (پوشش فلزی یا سیلیکونی) در ریههایم قرار دادند. از آن زمان تاکنون تحت درمان هستم.
وی افزود: چشمهایم نیز در اثر عامل خردل آسیب دید و بیناییام کم شد. در سه چهار سال گذشته، پیوند قرنیه در هر دو چشم انجام شد. الحمدلله دیدم بهتر شده، اما هنوز کامل نیست و مشکلاتی وجود دارد. ما همیشه با تنگی نفس دستوپنج نرم میکنیم و مرتباً داروهای ریوی، چشمی و پوستی مصرف میکنیم.
تفاوت سرنوشت جانبازان
محمدی درباره تفاوت شرایط جانبازان شیمیایی خاطرنشان کرد: در آموزشها گفته بودند برای از بین بردن اثر پوستی سلاح شیمیایی، حتماً باید دوش بگیرید. در زمستان بودیم و آب سرد بود، اما با داد و فریاد توانستیم دوش بگیریم و صابون بزنیم. این کار ۹۰ درصد اثر پوستی را از بین برد. اما برخی از دوستانمان که تحمل سرمای زمستان را نداشتند و دوش نگرفتند، مشکلات پوستی شدیدی در تمام بدن پیدا کردند که هنوز هم دارند. من بیشتر از ناحیه ریه و چشم مشکل دارم.
یاد شهدای جانباز شیمیایی در آلمان و ایران
این جانباز شیمیایی از همرزمان شهید خود یاد کرد و گفت: توفیق داشتیم در دوران دفاع مقدس با تعدادی از دوستان بودیم که برخی به شهادت رسیدند و برخی مجروح شدند. حدود ۱۶ سال است که عضو انجمن حمایت از قربانیان سلاح شیمیایی و در موزه صلح تهران راوی هستم. در آلمان، با گروهی از جانبازان شیمیایی بودیم که متأسفانه برخی از آنها به شهادت رسیدند، از جمله حاج احمد غلامیفرد و شهید عبدالرضا جاویدان. همچنین در موزه صلح تهران، دوستانی مانند شهید زنگیآبادی که دچار تنگی نفس شدید بودند، به شهادت رسیدند.
فعالیتهای بینالمللی موزه صلح
اسدالله محمدی درباره فعالیتهای موزه صلح تهران توضیح داد: ما نزدیک به ۲۰ سال است که فعالیت داریم. اگرچه ساختمان کوچکی داریم، اما برنامههای زیادی، هم داخلی و هم بینالمللی، داریم. بخش بینالمللی ما ارتباط خوبی با موزه صلح ژاپن دارد، زیرا ژاپن نیز قربانی سلاح اتمی بوده است. هر سال جمعی از جانبازان شیمیایی ایران به ژاپن دعوت میشوند تا در مراسم سالگرد بمباران هیروشیما (اواسط مردادماه) شرکت کنند. چند سال پیش من نیز جزو این گروه بودم. ما در مراسمی که میگیرند شرکت کردیم و از موزههایشان بازدید کردیم.
وی افزود: یک سفر مشترک نیز با کشتی صلح از ترکیه به یونان انجام دادیم. ما با گروهی از مصدومین بمباران اتمی که شش هفت سال پیش در کشتی با آنها بودیم، در اسپانیا در برنامهای مشترک در دانشگاه والنسیا شرکت کردیم. همچنین هر سال در کنفرانسی در لاهه هلند شرکت میکنیم و بیانیهای را قرائت میکنیم. این فعالیتها تأثیرات زیادی داشته است.
سردشت؛ بزرگترین جنایت شیمیایی علیه غیرنظامیان
محمدی با تأکید بر اینکه عراق بیش از ۳۵۰ بار در جنگ تحمیلی از سلاح شیمیایی استفاده کرد و بیش از ۷۰ هزار مصدوم شیمیایی در ایران وجود دارد، به بمباران سردشت اشاره کرد و گفت: عراق طبق پروتکل ۱۹۲۵ ژنو از کاربرد سلاح شیمیایی منع بود، اما استفاده کرد و شورای امنیت سازمان ملل هیچ واکنشی نشان نداد. در نهایت، در هفتم تیرماه ۱۳۶۶، هفت بمب شیمیایی بر شهر کوچک سردشت (با جمعیت حدود ۱۲ هزار نفر در آن زمان) انداخته شد. مردم هیچ وسیله دفاعی و آگاهی لازم را درباره خطرات بمباران شیمیایی نداشتند. آنها به فکر ترکش بودند و به پناهگاه رفتند، در حالی که سلاح شیمیایی حتی از پناهگاهها نیز عبور میکرد.
وی ادامه داد: در عرض چند روز، بیش از ۱۲۰ نفر از مردم مظلوم سردشت، از جمله زنان، کودکان و سالمندان، به شهادت رسیدند. بسیاری از بازماندگان هنوز با مشکلات شدید تنفسی، چشمی و پوستی دستوپنج نرم میکنند و به دلیل دوری راه به تهران برای درمان نیاز دارند.
پیگیریهای حقوقی
این فعال حقوقی درباره پیگیریهای حقوقی این جنایات گفت: ایران بارها به سازمان ملل شکایت کرد. مامورین سازمان ملل از نزدیک به مناطق آلوده رفتند، نمونهبرداری کردند و با مسئولین و مصدومان مصاحبه کردند، اما متأسفانه هیچ اقدامی انجام نشد. همین بیتوجهی باعث شد عراق سال به سال بیشتر از سلاح شیمیایی استفاده کند. پس از جنگ نیز پیگیریهایی از طریق دادگاه لاهه انجام شد. آخرین باری که من میدانم، دو سه سال پیش دادگاهی تشکیل شد و دوستان ما از جمله سید احمد غلامیفرد (که وضعیتش شبیه من بود) در آن شرکت کردند. هنوز حکم قطعی نیامده است. تنها یک تاجر هلندی که مواد شیمیایی در اختیار عراق گذاشته بود، محکوم شد، اما نه به اندازهای که شایسته بود.
آینده نسل جانبازان شیمیایی
محمدی به شایعات مربوط به ناباروری جانبازان شیمیایی اشاره کرد و گفت: آن زمان شایعهای بود که بچههای جانبازان شیمیایی نمیتوانند بچهدار شوند. پزشکان اولیه هم اطلاعات دقیقی نداشتند. اما با پیشرفت تحقیقات، ثابت شده که عامل خردل تأثیر مستقیم و فراگیری بر ناباروری ندارد. البته برخی موارد نادر وجود دارد که کودکان دچار مشکلات تنفسی یا ناراحتیهای دیگر هستند، اما این موارد فراگیر نیست و نمیتوان گفت ۵۰ درصد جانبازان این مشکل را دارند. پزشکان معتقدند ارتباط مستقیمی با عامل خردل وجود ندارد. خانمهای جانباز نیز بچهدار شدهاند، هرچند خودشان دچار مشکلات تنفسی یا بینایی هستند. اما عامل اعصاب (مانند سارین که در حلبچه استفاده شد) کشندگی بسیار بالایی دارد (بیش از ۹۰ درصد).
دعوت از نسل جوان برای بازدید از موزه صلح
در پایان، اسدالله محمدی از عموم مردم، بهویژه قشر جوان، دانشآموزان و دانشجویان دعوت کرد تا از موزه صلح تهران بازدید کنند. او گفت: موزه صلح تهران واقع در شمالیترین نقطه پارک شهر، هر روز از ساعت ۸ صبح تا ۴ بعد از ظهر (شنبه تا چهارشنبه) فعال است. بسیاری از بازدیدکنندگان ابتدا اطلاعی از سلاح شیمیایی ندارند، اما با دیدن وضعیت جانبازان و شنیدن روایتها، تحت تأثیر قرار میگیرند و حتی به گریه میافتند. پیشنهاد میکنم اساتید دانشگاه نیز کلاسهای خود را به موزه منتقل کنند و با دانشجویان دور هم بنشینند و درباره جنگ، صلح و سلاحهای شیمیایی بحث کنند. این کار تأثیر عمیقی بر آگاهیبخشی نسل جوان خواهد داشت.
